در بین النهرین هنگام حفاری تاریخی از ویرانه ی (( اور )) کتیبه ایی پیدا شد که پس از بررسی آن معلوم شد که یکی از گرانبهاترین اسناد تاریخی جهان می باشد، این سند هم اینک در کتابخانه ی ملی انگلستان برای دیدار عموم به سر می برد. در سند منشور آزادی نوع بشد نوشته :

..... اینک که به یاری پروردگار تاج سلطنت ایران و بابل و کشور جهات اربعه را بر سر گذاشته ام، اعلام میکنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا

توفیق پادشاهی را به من میدهد، دین و آیین و رسوم ملتهایی را که من پادشاه آنم محترم

خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من آیین و رسوم ملت هایی را که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار

دهند یا نسبت به آنها توهین نمایند.

از امروز که من تاج سلطنت بر سر می گذارم تا روزی که هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد، هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل

نخواهم کرد، هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول نماید یا قبول ننماید و هرگاه

نخواهد مرا پادشاه خود بخواند من برای سلطنت آن ملت به جنگ مبادرت نمی کنم.

تا روزی که من پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من

حق او را از ظالم خواهم گرفت و به او مسترد می نمایم و ستمگر را مجازات خواهم نمود.

تا روزی که من پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را با زور یا به طرق دیگری بی آنکه بهایش پرداهت شود یا

رضایت صاحبش جلب گردد، تصرف گردد. من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که

کسی انسان دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد او را به کار گمارد....

 

آنچه در بطن کلام کوروش در این قسمت از لوح و منشور برجسته و چشمگیر به ما درس می آموزد آن است که نوع بشر باید به حق خود قانع باشد. مسئولین یک مملکت پاسدار و حافظ اموال و ناموس مردم و خدمتگذاران آنها باید باشند نه آنکه به زور سرنیزه و دیگر اسلحه های مدرن صاحبخانه را بیرون و اموالش را مصادره و خودش را عقوبت نماییم به نام اینکه آن نفر با پشتکار و زحمت و یا ارث پدری صاحب مال شده. کورش میگوید من جلو اجحاف را می گیرم ، مباداکسی به زور مال کسی را صاحب شود. سردمداران یک مملکت باید روی این نکات که جهان هزاران است آن را ارج نهاده و به آن بها داده، سرمشق قرار داده و به آن بپردازند و تعمق نمایند که ایران از چه پشتوانه و غنای فرهنگی و ارزش والای انسانی برخوردار است. در دنباله ی منشور میخوانیم هیچکس مجبور نیست دین تحمیلی بپذیرد، هر کسی آزاد است هر دینی را که خود تشخیص میدهد قبول نماید و اینک عین کلام کورش :

.... من امروز اعلام میکنم هر کس آزاد است هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که مایل باشد سکنی گزیند به شرط آنکه در آن نقطه

حق کسی را غصب ننماید. هر کس مجاز است هر شغلی را که مایل است برگزیند و مال

خود را هرگونه که صلاح می داند صرف کند به شرط آنکه ضرری به دیگری نرسد....

ابعاد منشور آزادی کورش به واقع وسیع، همه جانبه و ابدیست، او از ذکر هیچ گوشه ایی کوتاهی نکرده ، حتی به مسائل شخصی و رفتارهای فردی و ارتباط های متقابل هم پرداخته است :

...... من اعلام میکنم هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچکس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از بستگانش مرتکب شده مجازات نمود و

مجازات برادر گناهکار و بر عکس اکیدا ممنوع می باشد و اگر فردی از خانواده ایی یا طایفه ایی

تقصیری مرتکب گردید فقط می توان همان فرد خاطی را به مجازات رسانید و نه شخص دیگری را ...

کورش بزرگ، شاه بزرگ ایران ، در چند هزار سال پیش ، قبل از آنکه آبراهام لینکلن در آمریکا و دیگران، در قرن تمدن برده داری را منسوخ نمایند ، جامع ترین و قاطع ترین کلام را درباره ی مساوات و آزادی انسان، و زشتی برده و غلام بودن را ثبت تاریخ کرده است :

.....تا روزی که من به یاری مزدا سلطنت می کنم اجازه نخواهم داد مردان و زنان را به عنوان برده و کنیز و غلام بفروشند. حکام و زیر دستان من

ناگزیر و وظیفه دارند که در حوزه ی حکومت و مأ موریت خود از این عمل--خرید

و فروش زنان و مردان به عنوان کنیز و برده-- جداً ممانعت نموده و رسم بردگی در جهان باید به کلی بر افتد و از مزدا می خواهم مرا در راه

تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملت های مملکت جهات اربعه بر عهده گرفته ام

توفیق گرداند ....

25 قرن پیش از این کورش کبیر ، منشور آزادی حقوق بشر را ارائه داد که در مقایسه با اعلامیه حقوق بشر شورای ملی فرانسه به گواه تمام صاحبنظران و کارشناسان ، از لحاظ معنوی و ژرفنا و گستردگی به مراتب برتری دارد. به عنوان نمونه خرید غلام و کنیز و برده داری در منشور آزادی کورش به طور قاطع مذموم و نکوهیده و منع شده است. در برات آزادی کورش هر ملت این حق را دارد هر گونه حکومت و دولتی که مایل است بر سر کار آورد. این منشور آزادی در مقایسه با اعلامیه حقوق بشر مصوب سازمان ملل متحد در زمان حاضر به مراتب روشن تر و صحیح تر و مترقی تر است ، چرا؟؟ چون تمام رسوم خرافی دنیای قدیم را زیر پا گذاشته و اصول مترقی ارائه می دهد ، چراغ راه روشن می نماید و عقاید خرافی کهنه و ریشه دار را از بن و از بیخ خراب و روی آن ستون های آزادی نصب می نماید ، دلیلش را هم در رفتار و کردار شخص کورش باید جستجو کرد..

با صدور منشور آزادی نوع بشر تا وقتی که کورش حیات داشت از طغیان مردم در قلمرو حکومتش هیچ ناراحت نمیشد ، چون کورش و حکام او رفتاری داشتند که انگیزه ایی برای طغیان به وجود نمی آورد. مردم ناراضی طغیانگر میشوند و شورش می نمایند.. کورش پس از فتح بابل به مدت 2 سال مردم بابل را از پرداخت مالیات معاف کرد و از سال سوم هم نیمی از مالیات مقرر را دریافت نمود.. شهرت و نیکنامی کورش ناشی از همین طرز فکر بشر دوستی او است که تقریباً بر خلاف سلاطین به حقوق فردی و اجتماعی انسانها به معنی واقعی کلمه معتقد بود. برای نخستین بار در تاریخ ، کورش ، به تمدن و عقاید و افکار و سنن اجتماعی ملل مغلوب با دیده ی احترام نگریست..